قادر حيدرى فسايى

24

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

1 ) گاهى اين معنا به صورت به شرط لا « 1 » ملاحظه مىشود يعنى اين معنا را به عنوان اينكه يك ماهيّت تامّ و كامل است در نظر مىگيريم به طورى كه اگر امرى ( مثل مفهوم ناطق ) مقارن با او شد آن امر از منضمّات و ملحقات به او به حساب مىآيد نه از متمّمات تحصّل و تحقّق او و داخل در ذات او . به بيان ديگر گاهى اين معنا به عنوان اينكه حاكى از جزء خارجى انسان است ( بدن ) ملاحظه مىشود . به معناى حيوان در اين ملاحظه نسبت به امر زايد مقارن ماده گفته مىشود . خصوصيت اين ملاحظه اين است كه حمل اين معنا بر امر زايد مقارن و بر نوع و همچنين حمل امر زايد مقارن و نوع بر آن صحيح نيست ( و لذا لا يقال الانسان بدن و البدن انسان ) . چون مناط حمل ، اتحاد است و در اين ملاحظه اتحاد منتفى است . 2 ) گاهى اين معنا به صورت لا به شرط ملاحظه مىشود يعنى اين معنا را به عنوان اينكه يك ماهيّت ناقص و مبهم است در نظر مىگيريم ( به عنوان اينكه يا انسان است يا فرس است يا . . . ) كه با ضميمه‌ى فصل يكى از انواع به اين معنا ، فصل اين معنا را به صورت يك نوع تامّ ، تحصّل و تحقّق مىدهد . به معناى حيوان در اين ملاحظه جنس گفته مىشود . خصوصيّت اين ملاحظه اين است كه حمل اين معنا بر فصل محصّل و بر نوع و همچنين حمل فصل و نوع بر آن صحيح است ( و لذا يقال الانسان حيوان و الناطق حيوان ) چون مناط حمل در اين ملاحظه موجود است . همين دو ملاحظه‌اى كه ( به شرط لا و لا به شرط ) در جزء مشترك ( معناى حيوان ) مطرح شد در جزء مختصّ نيز ( معناى ناطق ) مطرح مىشود با اين بيان كه معناى ناطق را گاهى به عنوان اينكه يك ماهيّت تام و كامل است در نظر مىگيريم با همان ويژگى كه در ماده گفته شد . به بيان ديگر گاهى اين معنا به عنوان اينكه حاكى از جزء خارجى انسان است ( نفس ) ملاحظه مىشود ؛ به معناى ناطق در اين ملاحظه نسبت به جزء مقارن ، صورت گفته مىشود . خصوصيّت اين ملاحظه همان است كه در ماده گفته شد . و گاهى اين معنا را به عنوان اينكه يك ماهيّت ناقص است در نظر

--> ( 1 ) - ر ك : اشارات ، ج 1 ، ص 25 .